أبو علي سينا

11

قراضه طبيعيات ( فارسى )

آمد تا روح حيوانى بطبع سوى دماغ همىرود « 1 » و روح نفسانى همىگردد « 2 » و نيز چون مردم از جهت طباع « 3 » لطيف مزاج‌تر آمد و بر « 4 » ديگر حيوانات غلظ « 5 » و ارضيّت غالب‌ترست تشعّب و تفرّع اندر نما و نشو « 6 » آن را بود كه مادّت و مزاج او لطيف‌تر باشد و انتكاس و انقباض آن را كه مادّت او « 7 » غليظتر « 8 » بود و ارضيّت برو غالب‌تر پس بدين سبب مردم منتصب قامت بايست كه بود « 9 » و ديگر حيوانات منتكس . باب دوم « 10 » - چراست كه چشم و دهان را انطباقست و گوش و بينى را نيست . جواب - از بهر آنك « 11 » چون طبيعت را عنايت صادقست بحفظ حيوانات « 12 » از اذيت و چيزى كه او « 13 » را عدو باشد و هيچ حيوانى نيست كه

--> ( 1 ) - س : ميرود . ( 2 ) - س : ميگردد . ( 3 ) - س : جمله طبايع . ( 4 ) - س اين كلمه را ندارد . ( 5 ) - م : غليظ . ( 6 ) - س : نشو و نما . نشو بمعنى نموّ مبدّل نشأ باشد . ( 7 ) - ت اين كلمه را ندارد . ( 8 ) - م : غليظ . ( 9 ) - م : قامت آمد . س در پايان غالب ابواب آيتى از قرآن يا حديث يا خبرى افزوده است كه بنا بر رعايت متن اصلى از آوردن آنها خوددارى شد . ( 10 ) - چنين است در نسخهء س . م و ت : ب . ( 11 ) - ت : از بهر آن را كه . ( 12 ) - م : بحفظ عنايت . س : بحفظ از اذيت . ( 13 ) - چنين است در جميع نسخه‌ها ضمير او براى حيوانات بر فرض صحت متن قابل ملاحظه است .